main content

post area

رسیدی مثل یک مرهم ، به داد زخم دیرینه

به داد چشم بیداری که خواب خوش نمی بینه

رسیدی مثل یک گریه ، بگیری داغ دل از آه

تو تاریکی این دریا مثل فانوس لنگرگاه

رسیدی مثل یک مرهم ، به داد زخم دیرینه

به داد چشم بیداری که خواب خوش نمی بینه

رسیدی مثل یک گریه ، بگیری داغ دل از آه

تو تاریکی این دریا مثل فانوس لنگرگاه

رسیدی تا من پرپر ، یه روزی خسته شه آخر

بگیره از دل فردا ، سراغی از من باور

رسیدی ، تا رسیدن ها دوباره با تو معنا شه

کلید تازه ی دادی که قفل کهنه گی واشه ، واشه

رسیدی مثل یک مرهم ، به داد زخم دیرینه

به داد چشم بیداری که خواب خوش نمی بینه

رسیدی مثل یک گریه ، بگیری داغ دل از آه

تو تاریکی این دریا مثل فانوس لنگرگاه